محمد بن هندوشاه نخجوانى

22

صحاح الفرس ( فارسى )

در ملك شاه خدمت تو بىخيانت است « 1 » * چون در سحر عبادت پيران « 2 » پارسا پروا « 3 » : فراغت بود . امير معزى گفت : بيت قمر ز قبضهء شمشير تست ناايمن * زحل ز پيكر پيكان تست « 4 » ناپروا پيشوا : « 5 » مقتداست يعنى آنكه مردم در افعال و اقوال پيروى او كنند « 6 » . سراج الدين قمرى ( گفت ) : بيت واپس ترا ز عناصر [ و ] افلاك و انجمى * و آنگه چو عقل تو همه « 7 » را گشته پيشوا و پدرم گفت : بيت پيشواى دو جهان قافله سالار وجود * كوست مقصود ز ياسين و « 8 » مراد از طاها « 9 » فصل چيم چرا : دو معنى دارد اول كلمه « 10 » ايست كه مخاطب گويد و غرض « 11 » منع و انكار باشد تا خصم بر آنچه گويد دليلى نمايد و حجتى اقامت كند « 12 » و عرب « لا نسلم » گويد « 13 » . امير معزى گفت : بيت نقصان و طعنه بر تو « 14 » روانيست همچنانك « 15 » * چون و چرا بر ايزد بيچون و ( بى ) چرا و حكيم انورى گفت : بيت اگر محول حال جهانيان نه قضاست * چرا مجارى « 16 » احوال بر خلاف رضا « 17 » است ( و هم او گفت : [ بيت ] كسى ز چون و چرا دم همىنياردزد ؟ ؟ ؟ ؟ * كه نقشبند حوادث وراى چون و چراست ) دوم چريدن چارپايان باشد در چراگاه « 18 » . سوزنى گفت : بيت ز عدل شاه جهان ايمنى گرفت چنان * كه گرگ با بره خواهيم هم‌چرا ديدن « 19 » چليپا : صليب « 20 » باشد . عماره گفت : بيت آن زاغ را نگه كن چون [ مى ] پرد « 21 » * مانند يكى قيرگون چليپا و امير معزى گفت : بيت بندد كمر و سجده كند زلف سياهش * چون از لب [ و ] « 22 » انگشت كند شكل چليپا و حكيم « 23 » خاقانى گفت : بيت بدست آرم عصاى دست موسى * بسازم زان عصا شكل چليپا « 24 » چوخا : جامه « 25 » باشد كه از ( پشم ) سفيد باريك « 26 » كنند چنان كه « 27 » حكيم خاقانى گفته است « 28 » : بيت

--> ( 1 ) - ط : جنايت است / ك : اين مثال را ندارد ( 2 ) - ط : دعاى جوانان ( ضبط « د » صحيح است . فروزانفر ) ( 3 ) - ك : « پروآ - فراغت باشد » و مثال را ندارد ( 4 ) - ط : در هر دو مصراع : اوست . ( 5 ) - د : پيش‌وا ( 6 ) - د : « مقتدا باشد اعنى او را مردم در اقوال و افعال پيروى كنند » / ك : فقط « مقدم و مقتدا » ( 7 ) - ط : و آنگه بعقل موهمه / د : من همه ( دهخدا در حاشيه ، ظ : مى ) متن تصحيح فروزانفر كه نوشته‌اند : ( ظ ، چو عقل تو . اشاره به : اول ما خلق اللّه العقل ) / ك : اين مثال را ندارد . ( 8 ) - ط : طاسين / ك : مقصودهء ياسين ( 9 ) - د / ك : طه . ( 10 ) - ط : اول آنكه . ( 11 ) - ط : عوض ( 12 ) - ط : كنند ( 13 ) - ك : « چرا - اول كلمه‌ايست كه مخاطب حجت كرده بسبب بحث » ( 14 ) - د : « بر تو » ندارد ( در حاشيه ، ظ : بر تو روا نيست ) ( 15 ) - ط : همچنانكه ( 16 ) - د : مجادى ( 17 ) - « ط / د : هواست / ك : سه مثال معنى اول را ندارد ( 18 ) - د : چريدن باشد چهارپايان را در چراگاه ه / ك : دويم « چراى چهارپايان » ( 19 ) - ك : اين مثال را ندارد . ( 20 ) - د : در حاشيه با خطى شبيه به خط كاتب نوشته شده : « سخت و محكم و جربش ( ؟ ) و علمى كه دراز باشد و چهار ستاره است كه در پس نسر واقع مىباشد و نشانه كه ترسايان به خود بندند برين شكل و بدين صورت : + » ( 21 ) - ط : نگه چون بود / د : نگه كن چون برد ( فروزانفر در مورد ضبط « د » : « وزن شعر مختل است و هر مصراع از بحرى است جداگانه » ) متن از « لف 10 » ( 22 ) - ط : « و » ندارد ( 23 ) - د : امير خاقانى ( 24 ) - ك : « بجاى معنى و سه شاهد متن چنين دارد : « چليپا - يعنى كج امير مغربى ( ظ : امير معزى ) گفت : زلف چليپاى يار از در موسى نما قاطعهء دوشمنان ( كذا ) مكتب عز و علا » ( 25 ) - ك : جامه‌ايست ( 26 ) - د : سپيد زنكيز ( 27 ) - د / ك : « چنان كه » ندارد و در « د » : و حكيم ( 28 ) - ك : گفت